خرید بک لینک

آب دانه نمی خورد هرگز
آن پرستو که در قفس افتاد

داد زد آه کشید آنگاه
بر زمین خورد و از نفس افتاد

آنقدر ناله زد ز عمق وجود
ظاهرا"کنده شد ز او بنیاد

گاه با یاد بچه و همسر
خاطرات گذشته، شاد شاد

گاه با خود چنین بگوید دوش
کاش روزی منم شوم آزاد

از خدا خواستم نبخشاید
هیچ وقت ،لحظه ای تو را صیاد


اشعاری از آقای علی رضایی فرزند رضا اهل شهر نراق


برچسب: نویسنده: آرمان باقری تاريخ: پنجشنبه 12 اسفند 1395 ساعت: 2:55

صفحه بندی