خدمت جناب مستطاب آقای آقا 1 1 آقا 1 نراق مشرف شود
فدایت شوم انشاء1 بسلامت و قرین صحت بوده باشید ، بعدها اگر از حالات ماها خواسته باشید چند روزی کسالت داشتم و نقداً قدری بهتر هستم . باری
مراسله حضرتعالی رسید از مضمونش اطلاع حاصل شد در 1 1 1 در دوستی
نباید شما را راضی باشی که آقا احمد دست ما را تو رنگ بگذارد و همه زحمت
هایی که شما برایش کشیدی حالا به علی اصغر پیغام داده که 1 ما را اگر
میخواهید بزنند باید ضامن بدهید که اگر قالیچه عیب 1 باشد از عهده برآیند
، ما برای همچین آدمی قالیچه نمیزنیم برای کسی میزنیم که اگر عیب دار هم
پایین آمد بگوید دست شما درد نکند .
چله رنگ را هم ما تصرف نگرفتیم چله از
حاجیان زدیم . مثل آنکه آمدن به شیخ اسماعیل کوبیدن تا بدبختش کردن و حالیه کارخانه اش توقیف است . در
خصوص آرد هم فرموده بودید هنوز موجز از آقا ولی نشده و آرد را نیاورده و
تا دروغ باشد نه خودش و نه پسرش نه خانواده اش دوست ندارند راست بگویند .
اگر آرد میخواهید باید صبر کنید و اگر گندم میخواهید هر وقت مال می آید
ببرید و پانزده مَن در آسیاب است و بقیه در خانه .
صورت پول موجودی ششصد تومان
گندم شریفی با مشهدی رضا هفتاد تومان
وجه:
حواله سید رضی چهل تومان
حواله استاد عباس نجار شصت تومان
قبض آقا کمال عظیمی پنجاه تومان
قبض سید اسدالله عظیمی صد تومان
حواله حسین 1 الله سرادار(احتمالا سرایدار) ده تومان
حواله آقا احمد غفاری(1 سید جعفر) دویست تومان
مجدد حواله سید رضی پنجاه و هشت تومان
و بقیه وجه هر نوع دستور دادید همان نوع کنم .
آقا
میرزا حبیب الله را با والده و خانمش سلام میرسانم . کلیه فامیل را دعا
میرسانم . این کمینه(کمترین) ماهرخ عرض سلام خدمت شماها میرسانم . والده
اخوی همشیره همگی عرض سلام میرسانند .
زیاده سلامتی شماها را طالبم حبیب الله 1
سایت
سلحشوران شهر نراق ، از استاد ارجمند جناب حاج سید مجتبی غفاری فرزند سید
محمود بابت بازخوانی 1 حبیب الله رضوانی به ملا علی نزدیک به 80 سال پیش
سپاس گزار می باشد .
۰۰/۱۱/۰۴
برچسب:
نویسنده: آرمان باقری