شهر من شهر فاضلین بزرگ
گذر عمر در تو شیرین است
من مقیم تو ، شهر عالم خیز
افتخارم در این جهان این است
همه رفتند و دل شکسته شدی
دلت از کوچ خَلق خونین است
آن شنیدم که هر که رفت ، سفر
برنگشت و دل تو غمگین است
ای نراق، ای امید پیر و جوان
در کنار تو درد تسکین است
دشمنی گر کند کسی با تو
کم ز دیوانه نیست،مسکین است
ای که دلسوز شهر ما هستی
این رسالت همیشه سنگین است
آنکه دانست و کار نکرد به خَلق
دامنش تا همیشه ننگین است
پرچمی تا در این وطن برپاست
با دِماء شهید رنگین است
یادشان زنده است با صلوات
آری این لحظه کام ، شیرین است
شاعر آقای علی رضایی فرزند رضا اهل شهر نراق
برچسب:
نویسنده: آرمان باقری