حاضر گردید آقای یوسف ایزدی فرزند مرحوم اسدالله بَک نراقی( همسر اسدالله بَک به نام مُرَصَع ایزدی فرزند آقاعلی و مادر مرصع به نام آسیه بوده) و بفروخت به آقای آقا تقی رئوفی نراقی تعداد دو فرد قالیچه نخ ف
ای که پُرسی از چه رو قلب خود آذین می کنمبَهر فردای قیامت اسب را زین می کنممی رَوَم در محضر فرزانگان با دست خودشِکوِه از نامَردم رُسوای بی دین می کنمسِرِ دل را باز می گویم به هر دَرد آشنازیر آن دَردنامه را امضای خونین می کنم میرزاعلی قجری فرزند غلامعلی اهل شهر نراق
از مال خالص آقای عبدالکریم احمدی نراقی(متولد 1275 فوت 1352 فرزند حبیب الله) مبلغ ششصد و پانزده تومان که عبارت از ششهزارو یکصد و پنجاه ریال بوده باشد دین است شرعا به ذِمه و رقبه(گَردن) اینجانب سید تقی
تقسیم بندی فضای خانه های کهن قبل از هر چیز نشانگر آن است که پیشینیان ما برای حفظ حریم خصوصی خانه ارزش و اهمیت قائل بودند .هشتی خانه ، دالان ، ورودی ، میهمانخانه ، جدایی تالار پذیرایی از نشیمن و...
ساقی بریز بادهِ مَستی به جام مایک اربعین گذشت زِ عُمر قیام ماجاری بِزن به کُل جهان تا که بشنوند" ثبت است بَر جریده عالم دَوام ما "شیرین نَما همچو عَسل کام دوستانپاینده باد ملت ما و نظام ماما ملتی شریف
آقای رضا حیدری فرزند طوقان و خانم مولود رمضانی فرزند محمد از اهالی مومن و خداپرست شهر نراق بوده و هستند . آنان فرزندان شایسته ای تربیت و تحویل جامعه دادند . مرحوم محمدعلی حیدری این خانواده در فع
به اجاره شرعیه دادند آقایان مالکین قریه دَربِجوقا(روستای دَربِجُوقا از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی) تمامی منافع کتیرای گوَن(کتیرا ترشحات صمغی خشک شده حاصل از چندین گونهٔ گیاه گوَن است) صحاری(بیا
دامی که از شیر دادن به بَره یا بزغاله ی خود، خودداری می کند به آن گوسفند " ناوَردار " یا نابَردار می گویند و به گویش نراقی " بَرنَدار" یعنی بچه اش را بر نمی دارد و یا به عبارتی به بچه اش شیر نمی ده
فدایت شوم پاکت جناب عالی رسید چون مشعر(شعور – خبردهنده) بر سلامتی وجود شریف مَسرت روی داد .در خصوص فقها ؛ جناب صمصام السلطان(میرزا محمودخان صمصام السلطان نایب الحکومه محلات) مرقوم داشته بودند اَبدا
در صفحه های 135 و 136 کتاب صحیفه عاشقان نور (زندگینامه و وصیتنامه شهدای شهر نراق) نوشته شده : حسین قجری سال 1345 در خانواده مذهبی و زحمتکش در شهر نراق از توابع شهرستان دلیجان استان مرکزی دیده به ج
اینجانب اسماعیل علیئی(آعلی) ملتزم می گردم راجع به نَهر آبی که از درب آسیاب حاج غلامحسین قاسمی جهت زمین های آقای حاج سید نظام اردهالی و حاجی رضا علیئی(آعلی) می رود، چنانچه از تاریخ این پنجاه(۵۰) سال از
بر اساس گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ در قدیم که افراد به علل مختلف به نراق مسافرت می کردند اگر آشنایی نداشتند بدلیل عدم وجود مسافرخانه مجبور می شدند شب ها در مکانی همچون مسجد به استراحت بپردازن
قدیم وقتی حساب و کتاب نراقی ها را قلمی می کردند بر اساس مشهوریّت یا به نام مادر و اکثرا فرد را به نام پدرش می نوشتند . در بین این ۳۱ اسم هیچکدام زنده نیستند و تمامی بدرود حیات گفته اند . آمیرزا قوام
بر اساس گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ سال 1354 (1976 میلادی) رژیم عراق تعدادی از کُردهای بارزانی را از کشورش اخراج نمود و آنان به صورت آواره وارد ایران شده و در شهرهای مختلف همچون کرج سکونت یافتند .
مَش صفر از دِه نرو بیرون که خوارت می کنندبچه های شهر صد لیچار بارت می کنندناروا یک تهمتی در کوله بارت می نهندناگهان در گوشه ای هم سنگسارت می کننددست خود را گر خطا سازی ز پایت لحظه ایبیش از حدّ تحمل با
قبول اجاره صحیحه شرعیه نمود اقل استاد آقا شجاع الدین حسینی یکباب عِمارت را کلیه از عمده الاعیان والتجار آقا محمد حسین شش ماه بمبلغ پنج تومان رایج خزانه که هر دَر ماه بپردازد و قبض دریافت دارد و اگر در
بر اساس گزارش سایت سلحشوران شهر نراق ؛ نراق تجارت خانه ای در مسیر جاده ابریشم دارای تجار بزرگ و دیاری که رزق و عایدات فراوان داشته و بالطبع به علت تردد و عبور کاروان های متعدد تجاری از این مسیر مجبور
دیشب از روی کنجکاوی خودهر سوالی که بود پرسیدمآری از شوق دیدنت ای ماهتا سَحر من ستاره می چیدمدور شمع وجودت از سَر شوقهمچو پروانگان بچرخیدمخواب در چشم من غریب افتادمن نخوابیدم و تو را دیدمگیسوانت چو مُش
مورخ 14 برج سُنبُله 1296 14 شهریور 1296(مصادف با 18 ذیقعده 1335)جناب آقای معاون التجار(میرزا فضل الله نراقی فرزند محمد جواد) زیده عزهمراسله شریف واصل و از سلامتی سَرکار نهایت مَسرور شدم ؛ از مطالب مند