طنز مَش صفر

ساخت وبلاگ
چکیده : مَش صفر از دِه نرو بیرون که خوارت می کنندبچه های شهر صد لیچار بارت می کنندناروا یک تهمتی در کوله بار... با عنوان : طنز مَش صفر بخوانید :

مَش صفر از دِه نرو بیرون که خوارت می کنند
بچه های شهر صد لیچار بارت می کنند

ناروا یک تهمتی در کوله بارت می نهند
ناگهان در گوشه ای هم سنگسارت می کنند

دست خود را گر خطا سازی ز پایت لحظه ای
بیش از حدّ تحمل بار بارت می کنند

در خیابان گر بیفتد پای تو در چاله ای
چشم خود را بسته و خنده نثارت می کنند

من ندیدم هیچ باغی توی یک شهر بزرگ
توی پارک پیدا شوی خوار و خُمارت می کنند

بَره آهویی شوی مظلوم در شهر بزرگ
جمع صیادان در آن غربت شکارت می کنند

بند و باری گر به خود می کردی درعهد قدیم
دست آخر یک شَبه بی بند و بارت می کنند

گر بسازی خانه ای زیبای در بالای شهر
مرد و زن را دشمن ایل وتبارت می کنند

گریه هایت را اگر هر دَم ببیند رهگذر
مَش صفر جان من نمی دانم چکارت می کنند


 شاعر: آقای علی رضایی فرزند رضا اهل شهر نراق

...
نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 19 دی 1397 ساعت: 21:22