محو رُخ یار

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

فکر من سلسله ی موی خَم اندر خَم کیست
که زِ خود دورم و آشفته زِ افکار شدم

بیخود از خود شده ام فاش  بگویم به همه
روزگاری است که مَن محو رُخ  یار شدم

رُخ  عیان تا که شد از جانب مه جار زنان
بانک و فریاد کشیدم که خریدار شدم

آگهم کرد یکی شعله به نورِ ازلی
گِرد شمعش منِ پروانه چو پَرگار شدم

خون و شمشیر اگرهم به میان پای نهد
پای را پس نَکِشَم گر که سَر دار شدم

با سلامت به خرید مه مهتاب شبی
رفته بودم زِ بُد حادثه بیمار شدم

با نمک زخم تنم را چو مداوا بنمود
حال و روزم نگری زار تر از زار شدم

شد گران جان وعجب جان به لبم کرد مرا
نه خریدار که انگشت نمای سَر بازار شدم


شاعر : علی رضایی فرزند رضا اهل شهر نراق
...
نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:11

close
تبلیغات در اینترنت