علی محمد پیشه ور نراقی : یکی از چشمانم در شلمچه تقدیم فرشته ها شد

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

آخرین مطالب

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    برچسب ها

    سایت سلحشوران شهر نراق همچنان در حال دریافت خاطرات رزمنده های دفاع مقدس می باشد که این بار به خودنوشته ی جانباز سرافراز آقای علی محمد پیشه ور می پردازیم :
    اینجانب علی محمد پیشه ور فرزند حسین سال 1342 در شهر نراق متولد شدم . در زادگاهم به نوه استاد محمد شیرعلی شهره هستم .
    طی هشت سال دفاع مقدس چهار مرحله به عنوان بسیجی به جبهه های جنوب اعزام شدم و یک نوبت نیز با لباس کمیته انقلاب اسلامی به منطقه شرق کشور ماموریت یافتم .
     
    *مرحله اول تاریخ 27 بهمن 1362 لغایت 1 اردی بهشت 1363 که به همراه بسیجیان شهرنراق راهی جبهه شدم و مصادف با عملیات خیبر در جزایر مجنون عراق بود که دشمن بعثی منطقه را شیمیایی زد و ما با افروختن آتش و ابزارهای ابتدایی در خنثی سازی شیمیایی بر آمدیم ولیکن رزمنده ها به طور خفیف تا کلی مجروح شیمیایی شدند .
    *مرحله دوم تاریخ 17 تیر 1363 لغایت 2 دی 1363 بود که قسمتی از لشکر 17 علی ابن ابیطالب(ع) به فرماندهی پاسدار مهدی زین الدین از منطقه عملیاتی  جنوب به غرب روانه شدیم و ما نیز در مهاباد مستقر گردیدیم . متاسفانه آقا مهدی به همراه برادرش مجید زین الدین تاریخ 27 آبان 1363 در محور سردشت استان آذربایجانغربی در کمین نیروهای یکی از گروه های  مخالف جمهوری اسلامی ایران(گروهک مزدور خبات) افتاده و به شهادت رسیدند . 
     *مرحله سوم تاریخ ۱۷ فروردین ۱۳۶۴ لغایت ۲۵ دی ۱۳۶۴ بعنوان نیروی کمیته انقلاب اسلامی برای مبارزه با اشرار و قاچاقچیان مواد مخدر راهی استان سیستان و بلوچستان شدم و در شهرستان ایرانشهر مستقر گردیدم .

     *مرحله چهارم تاریخ 10 آذر 1365 لغایت 21 اسفند 1365 بود که تاریخ 21 دی 1365 طی عملیات غرورآفرین کربلای پنج بدنبال انفجار خمپاره  منجر به جراحات سخت از ناحیه چشم و قسمت های دیگر بدنم شد و مدت یکماه در بیمارستان توتونکاران شهر رشت مرکز استان گیلان بستری شدم و به افتخار جانباز 35 %  نایل آمدم . چشم سَمت راستم را طی این مرحله به فرشته ها تقدیم نمودم و بر اثر این انفجار گوش راستم کم شنوا و دست راستم نیز بر اثر اصابت ترکش کم تحرک می باشد .
     
    * مرحله پنجم تاریخ 11 مرداد 1367 لغایت 25 شهریور 1367 بود . سال 1367 تازه به استخدام شرکت مخابرات درآمده بودم که به دلیل نیاز به نیرو در جبهه ها اعزام شدم که منتهی به عملیات پیروز مرصاد در استان کرمانشاه گردید و پس از این پیروزی بر علیه سازمان منافقین جنگ عراق بر علیه ایران نیز با پذیرش قطعنامه 598  به پایان رسید .
    لازم به ذکر است که درحین هشت سال دفاع مقدس که در جبهه حضور نداشتم مسئولیت کتابخانه ولیعصر(عج) نراق را بر عهده داشتم . این کتابخانه طبقه فوقانی وضوخانه مسجد جامع قرار داشت و بعدا به جهت بهسازی تخریب گردید .
     اعضای کتابخانه به اردوهای یکروزه به اصفهان و بیمارستان آن شهر برای عیادت از جانبازان می رفتیم . همچنین ضمن درخواست از سازمان انتقال خون و اعزام نماینده ای از شهر قم جهت پشتیبانی از جبهه از مردم عزیز شهر نراق خون دریافت گردید.
    مهندس روح الله پیشه ور
    در پایان از همسر وفادارم سرکار خانم لطفی و فرزندانم مهندس روح الله و خانم پیشه ور که در این سال ها با مهربانی و محبت بنده را مورد عنایت قرار دادند سپاسگزاری نموده و برای فرزندان عزیزم که دارای تحصیلات فوق لیسانس می باشند آرزوی موفقیت دارم .

     
                  مرحوم حاج محمد اوضاعی             مرحوم حاج حسین پیشه ور            مرحومه حاجیه نقلی اوضاعی
    ان شاءالله والدین ارزشمندم مرحومین حسین پیشه ور فرزند فتح الله و نقلی اوضایی فرزند محمد آمرزیده هستند که در راه اعتلای دین و میهن کوشا بودند و دختران صالح تربیت نمودند .
     در مقطع عملیات خیبر هر سه فرزند ذکور این خانواده در جبهه حضور داشتند و این نشاندهنده ایمان بالای آنها بود .

    از راست : سردار شهید قدرت الله کمره ای - علی محمد پیشه ور
    برادرانم آقایان غلامعباس و مظاهر پیشه ور هم هر کدام به سهم خود پس از فرمان حسین زمان رهبر کبیر انقلاب حضرت آیت الله سید روح الله خمینی(ره) به جبهه ها رهسپار شدند و حاج مظاهر به افتخار جانبازی نایل گردید .

    نویسنده : بازدید : 1 تاريخ : جمعه 14 مهر 1396 ساعت: 12:03
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها